ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

215

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

زكريا النبى عليه السلام در آن تاريخ بود كه بطلميوس يونان [ 1 ] پادشاهان بودند ، و بنى اسرائيل را نيكو مىداشتند ، و مسجد بيت معمور [ 2 ] بعمارت بود ، و عباد بسيار و معتكف ، چهار پنج هزار كما بيش ، و زكريا از جملهء ايشان بود كه خداى تعالى او را پيغامبرى داد ، و او از محرّران بود كه پدر ، او را در شكم مادر به خدا بخشيده بود ، و اندر مسجد بعمارت كردن [ 3 ] و همه عابدان و مقيمان مسجد ازين جنس بودند ، محرّر ، و زكريا از فرزندان رحبعم [ 4 ] بن سليمان بن داود بود ، عليهم السلام ، و او را خويشى بود نام او عمران بن مانان [ 5 ] از عابدان ، و فرزندان را در شكم [ مادر ] محرّر ( 141 - آ ) كرد بر عادت ايشان ، و چنان قاعده بود كه جز پسران نياورند ، كه زنان را حالها باشد [ 6 ] پس مريم بزاد ، خداى تعالى بزكريا وحى كرد ، كه اين دختر را از عمران به پسر [ 7 ] پذيرفتم ، و مريم را به مسجد آوردند ، و او را خانهء كوچكى پهلوى مسجد بكردند و عباد بر آن انكار كردند ، زكريا گفت خداى فرمودست ، و از پس اين يحيى بزاد ، بعد از نوميدى زكريا از فرزند زادن ، و خداى تعالى دعاء او مستجاب كرد ، و از پس يحيى به شش ماه عيسى پيغامبر عليه السلام بزاد ، و خداى تعالى او را اندر شكم مريم بيافريد از باد پاك ، قال اللّه تعالى ، فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا - بعد از آنك مريم را عيسى از وى جدا شد ، و ايزد تعالى قدرت نمود ، مردمان زكريّا را ملامت كردند ، كه زنى را ضايع بگذاشتى ، تا از حرام فرزند آورد ، و سوى مريم شدند ، و او را ملامت كردند مريم اشارت بعيسى كرد : فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ، پس عيسى از گهواره پاسخ ايشان بازداد ، اقرار ببندگى خداى تعالى ، چنانك كلام اوست : قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا ، و بعد از آن چون بزرگتر شد ملك [ هيرودس ]

--> [ ( 1 ) ] ظ : بطلميوسان از يونان [ ( 2 ) ] كذا ، و بيت المعمور بر زمين نيست . ظ : بيت المقدس معمور بود و عباد الخ [ ( 3 ) ] ظ : بعبادت كردن . [ ( 4 ) ] مضبوط : رحبعم : اصل : رحبعم [ ( 5 ) ] طبرى : ماثان ( ص 711 ) [ ( 6 ) ] يعنى : جز پسران را در خدمت معبد نياورند زيرا كه زنان را حالها افتد كه با اعتكاف در مسجد مناسب نيست [ ( 7 ) ] به پسر - يعنى : بجاى پسر - يا بنام پسر